
به گزارش ایکنا از قزوین، مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه از دهههای گذشته تاکنون بهعنوان یکی از کلیدیترین مفاهیم در گفتمان انقلاب اسلامی مطرح بوده است. اما پرسش اصلی این است که این مفهوم در عمل و در سطوح مختلف ملی و استانی تا چه اندازه محقق شده است؟ گزارش پیشرو به واکاوی این موضوع در کشور و استان قزوین میپردازد.
وحدت حوزه و دانشگاه به معنای همگرایی، تعامل و همافزایی میان دو نهاد سنتیِ حوزوی (مراکز علمی دینی) و نهاد مدرن دانشگاهی (مراکز علمی جدید) است. این مفهوم نه به معنای ادغام سازمانی یا یکسانسازی، بلکه به معنای گفتوگو، فهم متقابل و همکاری در جهت پیشبرد اهداف علمی و اجتماعی کشور بر اساس مبانی اسلامی و انقلابی تعریف میشود.
در اندیشه امام خمینی(ره) این وحدت یک ضرورت حیاتی برای حفظ انقلاب و ساختن تمدن اسلامی بود. ایشان با اشاره به نقش تاریخی هر دو قشر در انقلاب، بر لزوم رفع دوگانگی علم و دین و ایجاد پلی میان معارف وحیانی و علوم تجربی تأکید میکردند تا جامعه از آفت تحجر یا غربزدگی در امان بماند.
مقام معظم رهبری نیز بهعنوان ادامه دهنده این مسیر، همواره بر تحقق عینی و عملی این وحدت اصرار داشتهاند. از دید ایشان وحدت حوزه و دانشگاه به معنای ایجاد همدلی، تعامل فکری و مشورت متقابل برای حل مسائل کشور است و شاخص اصلی آن، تولید علم نافع و نظریهپردازی بومی است که هم نیازهای جامعه را پاسخ دهد و هم رنگ و بوی الهی داشته باشد.
حجتالاسلاموالمسلمین محمود فیضی، معاون پژوهش حوزه علمیه قزوین در گفتوگو با ایکنا اظهار کرد: فلسفه اصلی وحدت حوزه و دانشگاه، ایجاد هماهنگی و پیوند میان دو نهاد علمی و آموزشی است، این هر دو نهاد مغز متفکر و مراکز تولید نظریههای علمی جامعه بوده و در جامعه نقش بسیار مهمی را ایفا میکنند.
وی ادامه داد: البته وحدت به این معنا نیست که حوزههای علمیه تبدیل به دانشگاه شوند یا دانشگاه تبدیل به حوزه علمیه شود، بلکه به این معناست که حوزه و دانشگاه در مورد اهداف تعریف شده و در جهت اهداف مشترک اسلامی و انسانی همکاریهای لازم را با یکدیگر داشته باشند.
حجتالاسلام فیضی گفت: امام(ره) فرمودند حوزه و دانشگاه مانند بازوان یک انسان روحانی است، یعنی هر دو دست برای او لازم است، اما باید تحت حکومت و زعامت یک مغز متفکر باشند تا در راستای تحقق اهداف اسلامی و انسانی حرکت کنند.
وحدت حوزه و دانشگاه میتواند در سطوح مختلفی اعم از آموزشی و پژوهشی، فرهنگی و اجتماعی، مدیریتی و سیاستگذاری متجلی شود.
در سطح آموزشی و پژوهشی، طراحی و تدریس دروس مشترک(مانند فلسفه علم، اخلاق حرفهای، علوم انسانی اسلامی)، برگزاری همایشهای مشترک، راهاندازی رشتههای میانرشتهای(مانند فقه و حقوق، کلام جدید، دینپژوهی)، تأسیس مراکز تحقیقاتی مشترک و تشویق به پایاننامههای مشترک میتواند موجب تقویت وحدت حوزه و دانشگاه شود.
در سطح فرهنگی و اجتماعی نیز برگزاری اردوهای مشترک، کرسیهای آزاداندیشی با حضور اساتید هر دو حوزه، انجام فعالیتهای مشترک در حل مسائل محلی و انجام پروژههای عامالمنفعه میتواند موجب تقویت این وحدت شود.
در سطح مدیریتی و سیاستگذاری هم حضور مشترک در شوراهای عالی علمی و فرهنگی کشور و مشورت در طراحی برنامههای کلان توسعه میتواند به تقویت وحدت حوزه و دانشگاه منجر شود.
از جمله مصادیق ملی وحدت این دو نهاد میتوان به راهاندازی دانشگاه معارف اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه (وابسته به نهاد رهبری در دانشگاهها)، برگزاری دورههای آموزشی مشترک در برخی دانشگاههای بزرگ و تولید آثار علمی مشترک اشاره کرد.
معاون پژوهش حوزه علمیه قزوین بیان کرد: الحمدلله در سالهای اخیر اتحاد بین حوزه و دانشگاه ظهور و بروز بیشتری پیدا کرده است، برای مثال برپایی دورههای مشترک آموزشی، برگزاری همایشهای تعاملی، تأسیس دانشگاههای دینی مانند دانشگاه امام صادق(ع) یا دانشگاه امام باقر(ع) معروف به دانشگاه باقرالعلوم و یا برخی پژوهشهای بینرشتهای مانند فقه و حقوق از جمله دستاوردهای این وحدت بوده است.
وی افزود: وحدت واقعی به معنای ادغام حوزه و دانشگاه نیست، بلکه به معنای تعامل مستمر، همکاریهای علمی-پژوهشی و تبادل استاد و دانشجو است. اینها باعث تقویت هویت اسلامی و تولید علم مبتنی بر ارزشهای دینی میشود.
بررسیها نشان میدهد در استان قزوین فعالیتهایی در راستای تحقق این وحدت آغاز شده، اما هنوز با نقطه مطلوب فاصله دارد. از جمله اقدامات صورت گرفته میتوان به برگزاری برخی کرسیهای آزاداندیشی و هماندیشی با موضوعات اجتماعی و دینی بین دانشجویان و طلاب، حضور اساتید حوزوی بهعنوان مدرس دروس معارف در دانشگاههای استان، مشارکت در برنامههای فرهنگی مانند جشنوارهها یا نمایشگاههای کتاب و تشکیل ستاد یا کارگروههایی با موضوع وحدت اشاره کرد.
کمبودها و چالشهایی در مسیر تحقق وحدت حوزه و دانشگاه وجود دارد که از جمله آنها میتوان به ضعف در همکاریهای ساختاری و نهادی، نداشتن پروژههای پژوهشی مشترک شاخص، فقدان فضای فیزیکی مشترک و تبیین نشدن ضرورتها برای بدنه اشاره کرد.
تعاملات حوزه و دانشگاهها، عمدتاً در سطح فردی و موردی است و برنامه جامع، مدون و بودجهدار استانی برای آن مشاهده مشاهده نمیشود. تولید علم مشترک و حل مسئلههای استانی با همکاری هر دو نهاد، کمرنگ است. مرکز یا پردیس مشترکی برای تعامل دائمی دانشجویان و طلاب ایجاد نشده است. از سوی دیگر مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه هنوز برای بسیاری از دانشجویان، طلاب و حتی اساتید به درستی تبیین نشده و گاهی به حاشیه رانده میشود.
حجتالاسلام فیضی خاطرنشان کرد: در بحث وحدت میان حوزه و دانشگاه چالشهایی مانند اختلافات فکری-فرهنگی و مقاومت در برابر تغییر و محدودیتهای ساختاری وجود داشته است، این اختلافات فکری که بعضا هم در افکار وجود دارد باعث تقویت این دو نهاد و قوی شدن بدنه هر دو مرکز علمی خواهد شد.
وی اظهار کرد: در حالت کلی الحمدلله حوزه و دانشگاه بهصورت نسبی در بحث وحدت پیشرفت خوبی داشتهاند، اما این مهم نیازمند تلاش و برنامهریزیهای بیشتر برای رسیدن به سطح مطلوب و اثرگذار است.
از جمله عوامل تسهیلکننده وحدت میان حوزه و دانشگاه میتوان به وجود رهنمودهای مکرر مقام معظم رهبری، اشتراکات ایدئولوژیک، نیاز جامعه به راهحلهای بومی و وجود نخبگان دغدغهمند در هر دو نهاد اشاره کرد، اما پیشینه تاریخی جداگانه، تفاوت در روششناسی علمی، برخی کلیشههای ذهنی(مانند کهنهپنداری حوزه یا بیبندوباری پنداشتن دانشگاه)، کمبود سازوکارهای اجرایی و ضعف در نظارت بر پیادهسازی مصوبات از جمله موانع تقویت مفهوم وحدت میان این دو نهاد هستند.
از جمله راهکارهای تقویت وحدت حوزه و دانشگاهها میتوان به تدوین سند راهبردی استانی با اهداف مشخص و مسئول معین، راهاندازی مراکز رشد مشترک برای استارتآپهای فکری و اجتماعی، ارائه کمکهزینههای پژوهشی مشترک با اولویتهای استان جهت ترغیب و تشویق پژوهشگران، توسعه تبادل استاد و دانشجو بین حوزههای علمیه و دانشگاههای استان و تقویت رسانههای محلی برای پوشش موفقیتهای مشترک و ترویج گفتمان وحدت اشاره کرد.
در صورت تحقق واقعی وحدت میان این دو نهاد، تولید علم بومی و خوداتکا و خروج از مصرفکنندگی صرف علم غربی، ارتقای سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد و همبستگی بین دو قشر تأثیرگذار، کارآمدی نظام و ارائه راهحلهای مبتنی بر عقلانیت و ارزش برای مشکلات کشور، مقابله با جنگ نرم و ایجاد سیستم فکری منسجم در برابر هجمههای فرهنگی، تربیت نسل تلفیقی و تربیت دانشآموختگانی که هم به علوم روز مسلط بوده و هم از معرفت دینی عمیق بهرهمند باشند، اتفاق میافتد.
به گزارش ایکنا، وحدت حوزه و دانشگاه در استان قزوین و حتی در سطح ملی، هنوز بیشتر در حد یک گفتمان و آرمان است تا اینکه بخواهد یک واقعیت تمامشده و نهادینهشده باشد. با وجود اقدامات ارزشمند پایهریزی شده به نظر میرسد این تعامل از حالت نمادین و تشریفاتی فراتر نرفته و به لایههای عمیقتر علمی، پژوهشی و مدیریتی نفوذ نکرده است. تحقق این آرمان بلند، نیازمند عزمی راسختر، برنامهای دقیقتر و مشارکتی گستردهتر از سوی تمامی نهادهای متولی در استان قزوین و فراتر از آن است. به نظر میرسد تا زمانی که این وحدت در عمل و در حل مسائل ملموس جامعه خود را نشان ندهد، نمیتوان ادعای تحقق واقعی آن را داشت.
انتهای پیام