کد خبر: 4328353
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۷

اگر خیابان‌های قزوین زبان می‌گشودند

یقین دارم خیابان‌های قزوین از دی‌ماه ۱۳۵۷ تا دی‌ماه ۱۴۰۴ اتفاقات زیادی را دیده‌اند و خیلی حرف‌ها هم برای گفتن دارند، اما به گمانم کمتر دیده‌اند که جمعیتی مانند جمعیت روز ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تشییع شهدا و راهپیمایی حضور داشته باشند.

حماسه 22 دی

به گزارش ایکنا از قزوین، دوشنبه، ۲۲ دی‌ماه، انگار زمستان هنوز سرمایش را به رخ خیابان‌ها نکشیده بود و قزوین حال و هوای دیگری داشت، از ابتدای خیابانی که به نام شهید بابایی مزین است پیاده راه افتادیم تا به گلزار شهدا برسیم؛ همراه با مردمی که علاجشان در وطن است و نگاهشان به پرچم.

به میدان آزادی و ابتدای خیابان پیغمبریه که رسیدم ایستادم تا شاید مسئولی را پیدا کنم و درباره حضور پرشور مردم در محکومیت اقدامات تروریستی عوامل آمریکا و رژیم صهیونیستی برایم سخن بگوید، مردمی که تا ابد قرآن بر سینه دارند و مسیرشان را با ولایت تنظیم می‌کنند.

آن‌قدر جمعیت انبوه بود که کسی را پیدا نکردم، هر کس در حال خودش غرق بود و خوشه‌چینی خویش را می‌کرد، از مادرانی که اشک می‌ریختند تا کودکانی که آمده‌ بودند بیاموزند پرچم سه‌رنگ الله‌ نشان ایران هویتشان است، بسیجی‌ها بغض کرده‌ بودند و با چشم گریان دوستانشان را بدرقه می‌کردند.

در آن هنگامه پرشور ناگاه چشمم به عکاسی همایون افتاد که البته تعطیل بود گویی که هیچ‌گاه فعال نبوده است، یک در آهنی دو لنگه و یک قفل بزرگ روی آن. در خیالم از دالان تاریک گذشتم و وارد عکاسخانه شدم.

نمی‌دانم دوربین مستقر در عکاسی همایون از دی‌ماه ۱۳۵۷ تا دی‌ماه ۱۴۰۴ چه خاطراتی را ثبت کرده است؛ آیا در دهه اول دی ۵۷ زمانی که شهیدان خبرنگار محمودیان یا شهدای دانش‌آموز تشییع می‌شدند تصاویری را برداشته یا نه؛ اما می‌دانم کف خیابان پیغمبریه مثل خیلی از خیابان‌های قزوین اتفاقات عجیبی را به چشم دیده و ثبت کرده‌ است.

می‌دانم خیابان سپه شاهد بوده که صبح هفتم دی‌ماه ۵۷ مردم از گوشه و کنار شهر برای تشییع شهدای ششم دی‌ماه به سمت آستان مقدس امامزاده حسین(ع) حرکت کردند و تشییع‌ پیکر شهیدان محمودیان با تظاهرات عظیمی در مخالفت با کشتار بی‌رحمانه مردم در قزوین برگزار شده است.

می‌دانم همان روز خیابان پادگان قزوین شاهد بوده راننده خودروی فرمانداری نظامی با دیدن شعارهای «مرگ بر شاه و درود بر خمینی»، با ماشین به کودکان و نوجوانانی که در صف خرید نفت ایستاده بودند حمله کرده و منجر به شهادت چهار دانش‌آموز و زخمی شدن عده کثیر دیگری شده است.

می‌دانم خیابان‌های قزوین شاهد بودند عصر روز یازدهم دی‌ماه ۵۷ عده‌ای چماق‌دار با حمایت نیروهای پهلوی به‌ قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه به خانه‌های مردم به‌ویژه افرادی که تصور می‌کردند در انقلاب اسلامی نقشی دارند حمله کرده و ماشین‌ها و مغازه‌ها را به آتش کشیدند.

می‌دانم خیابان سپه درست مقابل سردرب عالی‌قاپو شاهد بوده که ارتشی‌ها به مردم پیوستند و مردم هم با تقدیم گل به سرنیزه اسلحه فرزندان خود در ارتش، آن‌ها را در آغوش کشیدند.

می‌دانم خیابان سپه درست مقابل سردرب عالی‌قاپو در دی‌ماه ۸۸ شاهد بوده چگونه مردم صف خود را از آن‌ها که پرچم حضرت اباعبدالله(ع) را به آتش کشیده بودند جدا کرده و بصیرت خود را در دفاع از دین و انقلابشان به رخ جهانیان کشیدند.

آری خیابان‌های قزوین وقایع هولناکی را به چشم خود دیده‌اند، مثل همین چند روز پیش که خیابان‌های خیام، فلسطین و شهید بابایی شاهد اقداماتی بودند که دل هر انسانی را به درد می‌آورد.

یقین دارم خیابان‌های قزوین از دی‌ماه ۱۳۵۷ تا دی‌ماه ۱۴۰۴ اتفاقات زیادی را دیده‌اند و خیلی حرف‌ها هم برای گفتن دارند، اما به گمانم کمتر دیده‌اند که جمعیتی مانند جمعیت روز ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تشییع شهدا و راهپیمایی حضور داشته باشند.

جمعیتی که آمده بودند به دنیا بفهمانند اجنبی خیال باطل دارد که تصور می‌کند ایرانی‌ها روی خوش به آن‌ها نشان می‌دهند چون ایرانی مسلمان مشکلاتش را در داخل مرزهایش حل می‌کند.

دوشنبه، ۲۲ دی‌ماه جمعیت عظیم‌الشأن ایرانی آمده‌ بودند بار دیگر اعلام کنند شهادت را افتخار می‌دانند؛ تا دنیا دنیاست وطنشان را به بیگانه نمی‌فروشند و تا خون در رگ دارند پرچم الله‌ نشان کشورشان را بر دیده و پرچم اباعبدالله(ع) را بر سینه می‌گذارند تا با فریادی به بلندای تاریخ به عالمیان بگویند ایران حسین تا ابد پیروز است.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا عبداللهی
captcha